بردیای کتاب خون مامان....
شیشه عمـــــــــــــرم سلام پسرک نازنینم امیدوارم خوب خوب خوب باشی.الان که دارم برات مینویسم تو راحت خوابیدی و بابایی هم رفته مدرسه.منم از هفت صبح بیدار شدم و نهار درست کردم و گردگیری کردم و وسایل مدرسه رو آماده کردم.تو و بابایی دیروز تعطیل بودین.کلا سه شنبه ها تعطیلین و چهارشنبه هایی که من شیفت ظهرم ـ مثل الان ـ بابایی ساعت ده میاد خونه و شما باز تعطیل میشی.بنابراین امسال یه هفته سه روز میری مهد ویه هفته چهار روز.امسال سال خوبیه....امیدوارم....البته شاگردام بینهایت ضعیفن و از این بابت واقعا نگرانم.من تمام سعیمو میکنم بقیه اش با خداست... واما پسرک ملوس من... این روزا سعی میکنم کیفیت کنار هم بودن مون رو بالا بب...












