درد دل 26
سلام شيشه ي عمر مامان... نمي دونم اين روزا زندگي ما دچار رخوت و روزمرگي شده يا ذهن من براي يافتن سوژه خيلي منفعل شده.چون هيچ مطلب جديدي براي نوشتن ندارم.دوست دارم مطالبم براي تو پراز هيجان و اتفاقهاي تازه باشه ولي ذهنم ياري نميكنه.نمي دونم چرا من هميشه ي خدا عذاب وجدان دارم.قبلا كه مهد ميرفتي هميشه وجدانم در عذاب بود كه : بچه مو كم ميبينم.توي خونه كنارهم نيستيم و ....الانم كه توي خونه اي و خوب ميخوابي و خوب ميخوري دايم عذاب وجدان دارم كه: وقت بچه ام داره هدر ميره و چيزي ياد نميگيره و همش مشغول كارتون ديدنه...نمي دونم از دست اين وجدان دايما فعال چه كنم؟؟ اين مدام كارتون ديدنتم برام معضلي شده.وقتي تو غرق كارتونا ميشي، من عذاب مي...









