امان از ويروس...
شيشه ي عمر مادر... دو شنبه رفتيم بيرون.رفتم داروخانه كه برات يه شربت اشتها آور بخرم.بس كه لب به غذا نميزني مثل ني قليون لاغر شدي.اما چشمت روز بد نبينه همون چند دقيقه اي كه توي داروخانه بوديم كافي بود تا جنابعالي با قدرت بالايي كه در جذب انواع ويروسها داري، يك ويروس وحشناك جذب كني...از دوشنبه شب تبت شروع شد و تا همين الان هنوز درگيريم.سه شنبه بردمت دكتر.گفتن تب ويروسيه و چهار پنج روز طول ميكشه و هيچ چرك و عفونتي هم نداره.فقط استامينوفن دادن و در صورت قطع نشدن تب هم ايبو بروفن....اما جونم برات بگه كه من احمق يه كم در دادن ايبو بروفن زياده روي كردم.از بس كه همكارام از خطرات تب و تشنج و...گفتن منو حسابي ترسوندن و من هم كه ديدم تبت ...










