بردیـــ♥ـا و بهــ♥ــراد در آیینــ♥ــه

خاطرات بردیا و بهراد چشم و چراغ خونه ما

به نام او...

به وبلاگ هســـــ♥ــ♥ـــتی مامان و بابا

  

 

بردیا

 

پسر خاله پسر هام😍

بردیا و بهراد من پسر خاله شدن.....فکر نمیکردم خاله شدن اینقدر دلچسب باشه...نمیتونم حسمو بگم...انگار دوباره مادر شدم.عشق من رضای خوشگل من پنج اردیبهشت به دنیا اومد...دورش بگردم من .فعلا که حسرت بغل کردنشو دارم ...
10 ارديبهشت 1397

بدون عنوان

 امسال سال تحویل خونه مادر جون بودیم.لحظه سال تحویل خیلی خوب بود و حسابی خوش گذشت.بهراد دو روز قبلش خیلی مریض بود و چند بار بردیمش دکتر ولی شکر خدا موقع سال تحویل حالش خوب شد.ساعت یک شب بلیط قطار داشتیم چون ماشینمونو فروختیم.شما خیلی هیجان داشتین واسه قطار سواری.کلی هم بهتون خوش گذشت.فقط آخراش یه کم از انتظار خسته شدین.من دیگه برم بهراد جونمو بخوابونم.بعدا میام سفرنامه عید 97...
15 فروردين 1397

عید 97

پسرای خوشگل مامان.. ایشالا از سال 97 سعی میکنم مرتب پست بذارم.عکسای زیباتون و اتفاقای زندگی شیرینتون رو ماندگار کنم.مخصوصا درباره بهرادم که خیلی از شیرین کاریها و خوشمزگی هاشو ننوشتم.فعلا یه سری عکس از جفتتون نیذارم تا بعد... عاشقتونم... [img:AgADBAADrK0xG8OBIFIhw14eTTuugoXFihoABJNEiSu1WT8v2x0EAAEC] ...
15 فروردين 1397

زیارت

سلام خوشگل پسرای مامامان دیروز با خاله فاطی رفتیم زیارت.چند روزه که خاله پیش ماستو به شما دوتا حسابی خوش میگذره ...
9 دی 1396

تولد بهراد زیبای من

بهراد کوچولوی مامان تو با اومدنت خوشبهتی مونو کامل کردی.به خاطر لحظه لحظه ی بودنت خدارو شکر میکنم.عزیز دل مادر تو فرشته ی کوچولوی منی.معصوم زیبا و دوست داشتنی.عشق مامان قلبم از مهربونی و شیرین زبونیت پر شده. تولدت مبارک شاه قلبم پسرک دوساله ی من ...
17 مهر 1396

تابستان 96 خونه مامان جون

عشقای من... این روزهای شما در خونه ی مامان جون باباجون میگذره و حسابی مشغولین.بهراد جونم که مدام کنار مرغ و خروساست و خروس رو صدا میزنه :کوروس.عاشق خروس سفید مامان جونه.بردیای منم مدام کوچه است با بچه های هم بازیهای قدیمی من بازی میکنه.. ...
10 شهريور 1396